سایت جـامع آستـان وصـال شامل بـخش های شعر , روایت تـاریخی , آمـوزش مداحی , کتـاب , شعـر و مقـتل , آمـوزش قرآن شهید و شهادت , نرم افزارهای مذهبی , رسانه صوتی و تصویری , احادیث , منویـات بزرگان...

مدح و ولادت حضرت سیدالشهدا علیه‌السلام

شاعر : محمد علی بیابانی
نوع شعر : مدح و ولادت
وزن شعر : مفاعلن فعلاتن مفاعلن فع لن
قالب شعر : مربع ترکیب

صدای پـای خـدا می‌رسد به گوش بیا            سبو به دست و غزلخوان و باده نوش بیا
بگـیـر بـیـرق میـخـانه را به دوش بیا            بـه بـزم آمـدن پـیـر مـی فــروش بـیـا


دوباره صحبت هَل مِن مَزید آمده است
خـدای عشق در انسان پدید آمده است

صـدای پـای بـهـار است، عـید می‌آید            بـه قـفــل بـسـتـهٔ دلـهــا کـلـیـد مـی‌آیـد
کسی که دل به هـوایـش تـپـیـد می‌آیـد            خـبـر دهـیـد بـه فـطـرس امـیـد می‌آید

بیا که یأس مـرام خـدا فـروخـته‌هاست
شب رسـیـدن آقـای بال
سوخـته‌هاست

به تـشنه‌ای که به دام سراب افتاده‌ست            بگو که کشتی رحمت به آب افتاده‌ست
فقط نه از سر فطرس عذاب افتاده‌ست            دهـان هرچه گـنـهـکار، آب افتاده‌ست

پیاله‌ها همه از این شراب پُر شده است
به هر کسی که نظر کرده است حُر شده است

حـسـین آمـده تا خـلـق، رستگار شوند            به یمن گریه به او فصل‌ها بهار شوند
حـسـیـن آمـده تا
قـلـب‌ها شکـار شـوند            به محض بردن این نام، بیقـرار شوند

حـسـیـن آمـده بـا یـک نـگـاه دل ببـرد
وگرنه کـیست از
این روسیاه دل ببرد

ز عـرش گـفـت خـداونـد قــادر مـنّـان            خـموش باش جـهـنم! که سـوم شعـبان
بجـای آتـش تو کرده رحـمـتم طـغـیان            حـسـین مـانـَد و بس کُلُّ مَن
عَلیها فان

بگـو رسـول به این خلق تا ابد گـمراه
کـه مَـن اَحـبَّ حـسـیـنـاً فَـقَـد اَحـبَّ
الله

اگر چه شیر ز انگشت وحی می‌نوشد            و جـبرئیل به جـسـمش لباس می‌پوشد
شـهـنـشه است ولی با
غـلام می‌جوشد            مــرا بـخـاطـر روی سـیـاه نـفــروشـد

کسی که رو به روی بنده‌اش گذاشته است
هوای نوکر خود را همیشه داشته است

خـدا کـنـد که مـرا عـاقـبت بـخـیر کـند            فـدایـی وهـب و مـسـلـم و بُـریـر کـنـد
مرا نـگـاه، چـو راهـب میان دیـر کند            به خـیـمه‌اش بکـشانـد مرا، زهـیر کند

چنان حبیب در این خانه موسپید شوم
شـبـیه جـون در آغـوش او
شهید شوم

اگر نـبـود حـسـیـنـیـه مـا کـجـا بـودیـم            چنان کبوتر صد بام و صد هوا بودیم
هـزار شـکـر
که با او از ابـتـدا بـودیم            شب ولادتـش ای کـاش کـربـلا بـودیم

نشد کـنار تو باشیم، از بد اقـبـالی‌ست
دم ضریح تو صد حیف جایمان خالی‌ست

دم ضـریح تو اما دلی پـریـشـان است            به روی سینه زند مادری که گریان است
هنوز هم پسرم روی خاک، عریان است            به دشت ماریه از جور و کین عطشان است

چه کـربلاست که آدم به هـوش می‌آید
هـنـوز
نـالـهٔ زیـنـب به گـوش مـی‌آیـد

نقد و بررسی

بیت زیر به دلیل اشتباه موضوع تغییر داده شد؛ به اشتباه گفته میشود کربلا بین دو رود بزرگ دجله و فرات است که کاملاً اشتباه است؛ زیرا هم دجله و هم فرات هر دو در شرق کربلا قرار دارند که ابتدا فرات و سپس دجله قرار دارد آن هم با فاصلۀ بسیار زیاد.( به نقشه های عراق مراجعه بفرمائید)  ضمنا کربلا در امتداد فرات بوده و هست نه در کنار آن!!!. در واقع در ۳۵ كیلومتری شمال شرقی شهر كربلا شهر مسیب قرار دارد كه رودخانه فرات از آن رد می‌شود و مرقد مطهر طفلان مسلم در آن قرار دارد و شاخه‌ای از فرات که به نام نهر حسینیه ( علقمه ) موسوم گردیده، در این منطقه از فرات جدا شده و از داخل شهر کربلا می‌گذرد و می‌دانیم که شهر در اطراف حرمین که ۵۰۰ متر با هم فاصله دارند، ساخته و آباد شده است.



هنوز هم پسرم روی خاک، عریان است            هنوز بین دو تا نهر آب عطشان است